توی رگبار سیاهی حسم انگار تازه مونده
اون نگاه سردت اما قلب گرمو سوزونده
من نگام ساده بود اما قلبتو ساده ندیدم
جز فریبو حس غربت من از عشقمون نچیدم
تو نخواستی تا همیشه قدر بودنو بدونی
سرنوشت ما همین بود من و تو تنها بمونیم
حالا جز چیک چیک بارون کسی اینجا آشنا نیست
وقت تلخ رفتنه باز، دیگه اینجا جای ما نیست
من وبارون ،تو خیابون ،داریم از فردا می خونیم
که دوباره نکنه ما تنها بمونیم
من وبارون تو خیابون داریم از فردا می خونیم
که دوباره نکنه ما تنها بمونیم
اشک چشمامو میریزم پشت پای تو عزیزم
تا شاید یه روز دوباره عشقو تو نگات بریزم
وقتی که تو پیچ جاده آخرین نگاتو کردی دل من
یه لحظه لرزید فکر می کردم بر می گردی
فکر می کردم جای عشقت کینه تو صدام بمونه
از تو نگاه آخر از منوموندن بخونه
بعد از اون خدانگهدارزندگیم تیره و تاره
ولی عشقت توی سینم تا همیشه موندگاره
من وبارون تو خیابون داریم از فردا می خونیم
که دوباره نکنه ما تنها بمونیم
من وبارون تو خیابون داریم از فردا می خونیم
که دوباره نکنه ما تنها بمونیم
من وبارون تو خیابون داریم از فردا می خونیم
که دوباره نکنه ما تنها بمونیم
من وبارون تو خیابون داریم از فردا می خونیم
که دوباره نکنه ما تنها بمونیم
من وبارون تو خیابون داریم از فردا می خونیم
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 ساعت 12:50 توسط شب پرتقالی
|