تبليغاتX
دل نوشته ها
نگو بارون مال ما نیست


دل نوشته ها









sms,sms,sms,sms

دوستاي خوب مثل ستاره ها مي مونن حتي اگه نبينيشون خيالت راحته كه سر جاشون هستن و مي درخشن.

2_نگاه نكن چند نفر هستين ببين تو دل چند نفر هستي اگه يه نفري بدون تو دل يه نفر هستي....

 

3_وقتي كه دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت ابرها و گريه مي كنم پس هر وقت بارون اومد بدون دلم برات تنگ شده....

 

4_يادم مياد وقتي كه بچه بودم فقط بلد بودم تا ده بشمرم نهايت و انتهاي هر چيزي برام ده بود اندازه ي همون ده تاي بچگي دوستت دارم......

 

5_سفر كن ........ مدتها پيش اين را به تو گفتم  اما نمي دانم چرا هنوز در قلبم هستي......

 

6_دل تو شريك لحظه هاييست كه از ياد بردنشان شيرينتر از به خاطر سپردنشان است .مي سپارمت به باد......

 

7_دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند مگر اينكه يكي از آنها براي رسيدن به ديگري بشكند...

 

8_اگه يه روز بغض گلوتو فشرد بهت قول نمي دم كه مي خندونمت ولي مي تونم باهات گريه كنم. اگه يه روز خواستي دربري حتما خبرم كن قول نمي دم كه ازت بخام

 

وايسي اما مي تونم باهات بدوم. اگه يه روز نخاستي به حرفاي كسي گوش كني خبرم كن قول ميدم كه ساكت باشم. اما اگه يه روز سراغمو گرفتي و خبري ازم نشد

 

سريع به ديدنم بيا احتمالا بهت احتياج دارم...

 

9_پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟با اينكه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم به خاطر تو...بهش گفتم به خاطر هيچ كس..پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي؟ با

 

اينكه دلم داد ميزد به خاطر دل تو..با يه بغض بهش گفتم به خاطر هيچي..ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟در حالي كه اشك تو چشماش جمع شده بود گفت:به

 

خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است..

 

10_يه روز يه دله نشست با خودش فكر كرد .... با خودش گفت سنگ ميشم از اون به بعد سنگ شد اما رفت ميون سنگها نشست  عاشق سنگها شد..

 

11_نگاه به گريه هام نكن من از تو بي وفاترم.....

 

12_به اسمان نگاه مى كنم تو رو مي بينم به زمين نگاه مى كنم تو رو مي بينم . به دريا..كوه..جنگل..خشكى..نگاه مىكنم تو رو مىبينم...اه..برو كنار ديگه.

 

13_يه دوست واقعى اونيه وقتي مياد كه تموم دنيا از پيشت رفتن

 

14_روزى در پاييز تنم دلم هواى باريدن كرد ...نمى دانستم كجا حرفها يم را ببارم  رفتم و رفتم تا به خانه ي دل او رسيدم  ولى نمى دانم چرا با اين همه وسعت جايى

 

براى تن سرد من نداشت...

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385 ساعت 16:25  توسط شب پرتقالی  |