غروب پر ازخاطره هاست
اماتوجايی نداري
تموم شده گذشته ها
به من نگاهي نداري
غروب پر ازخاطره هاست
اما تو دوستش نداري
دوست داري ابري بشي و پا روي قلبمش بذاري
غروب پر از خاطره بود هر روز كنار پنجره
رفتي و من تنها شدم اسم تو يادم مياره
من عاشقت بودم ولي هرگزتو يادت نمياد
گر چه هنوز دوست دارم اما غرورت نميخواد
من عاشقت بودم ولي هرگزتو يادت نمياد
گر چه هنوز دوست دارم اما غرورت نميخواد
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 14:12 توسط شب پرتقالی
|