تبليغاتX
دل نوشته ها
نگو بارون مال ما نیست


دل نوشته ها









آخه دل من

 

توی آیینه خودتو ببین چه زود زود

 

 

توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه

 

 

نذار که تو اوج جوانی غبار غم

 

 

بشینه رو دلت یهو پیرو زمین گیرت کنه

 

 

منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست

 

 

تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون نمی یاد

 

 

خودش می گفت یه روزی میزاره میره

 

 

خودش می گفت یه روز خاطره هاتو میبره از یاد

 

 

 

آخه دل من ؛ دل ساده من

 

 

تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار

 

 

آخه دل من ؛ دل دیوونه ي من

 

دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر آزگار

 

آخه دل من ؛ دل دیوونه ي من

 

تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار

 

 

 

دیدی اونم رفت ، اونم تنهات گذاشت رفت

 

 

تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیش روت

 

 

دیگه نمی یاد ، دیگه پیشت نمی یاد

 

 

از اون چی موند برات بجز یه قاب عکس رو به روت

 

 

آخه دل من ، دل دیوونه من

 

 

تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار

 

 

تا كي مي خواي بشيني  به پاش بسوزي،تا كي ميخواي چشم به در بدوزي،

 

 

در پي پيدا كردن كسي برو كه فقط واسه ي خودت بخواد تو رو

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 ساعت 11:18  توسط شب پرتقالی  |